https://facenama.com/signup/r:830272 عشق یعنی ... - حدیث دل و دلتنگی
X
تبلیغات
رایتل

حدیث دل و دلتنگی

عشق یعنی ...

عشق یعنی بزرگ کردن یک چیز به اندازه ی دنیا


و یا کوچک کردن دنیا به اندازه ی یک چیز،


یا زندگی کردن،تلف بودن،پلاسیدن،


یا نطفه ای را پرورش دادن برای زندگی کردن


و این تکرار تکرار است،اگر زندگی را دوست داشتم


هیچوقت موقع تولد گریه نمیکردم!!!


براستی کدام یک تعریف عشق است؟

نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: محسن از [ ایران ]
سلام. بابا خود عشقو بچسب، معنیشو چیکار داری؟


این یک پیام آگاهی بخش است:

بدبختانه در مدارس ما، در کتابهای ما، در جامعۀ ما وقتی صحبت از اسلام و غیر از اسلام می شود، می گویند: دینها همه خوب هستند، ولی اسلام کاملترین دین است!

این بزرگترین جفایی است که به اسلام میکنند؛ اسلام فقط کاملترین دین نیست، بلکه تفاوت اساسی آن با دینهای دیگر این است که منحرف نشده است. در زیر فقط به بخشی از انحرافات دو دین مهم و مطرح در کشورمان می پردازم.


مسیحیت

مسیحیت دو باور مهم دارد که این دو باور تفاوتهای اصلی مسیحیت با اسلام نیز هستند: یکی تثلیث، و دیگری فدا. اکثریت قریب به اتفاق مسیحیان جهان به مورد اوّل اعتقاد دارند، و مورد دوّم چیزی است که مسیحیان با آن شناخته میشوند، یعنی فردی که به آن اعتقاد نداشته باشد، مسیحی نیست.



الف)تثلیث چه می گوید؟

تثلیث می گوید: خدا در عین اینکه یکی است، دارای سه اقنوم یا سه شخصیت متمایز از هم است: پدر، پسر و روح القدس. پدر خداست، پسر خداست، روح القدس خداست، و این سه از هم متمایزند و با هم یکی نیستند، ولی در عین حال یک خدا هستند! اگر به وجود این آموزه در مسیحیت شک دارید، میتوانید به نزدیکترین کلیسای محل زندگی خود بروید و از کشیشها بپرسید که آیا چنین باوری دارند یا خیر!(البته بحث کردن با کشیشها و مسیحیانی که اهل بحث هستند، کار افراد متخصص در مباحث مسیحیت هستند، می باشد)

نکات جالب در مورد این آموزه:

1.کتاب مقدّس خودشان این آموزه را آموزش نمی دهد! مسیحیان تنها با تفسیرها عجیب و غریب خودشان، از آیات کتاب مقدّس، ادعا میکنند این باور منشأ در کتاب مقدّس دارد. جالب اینکه این تفسیرها همگی قابل نقد و بررسی هستند و می توان نشان داد، هیچیک از این تفاسیر در کتاب مقدّس اساس و مبنایی ندارند.

2.این آموزه با عقل در تناقض است، مهمترین ایرادش را مطرح میکنم: این سه شخصیت، هر سه خدا هستند، و از یکدیگر متمایز هم هستند، پس ما سه خدای متمایز داریم، و نه یک خدای واحد! این مهمترین تناقض درونی آموزۀ تثلیث است، از یک طرف میگوید خدا یکی است، و از طرف دیگر چیزی می گویند که نتیجه اش می شود، وجود سه خدا ! البته در بند بعد توضیح می دهیم که چرا اینگونه شده است!

3.با کمی دقّت در ادیان شرک، مثل ادیان موجود در مصر، بابل، یونان، روم و... در زمان مسیحیت اوّلیه میبینیم که آنها در شرک خود، آموزۀ سه-خدایی داشته اند. یعنی به سه خدای مجزا معمولاً که با هم رابطۀ فامیلی داشته اند، مثلاً یک خدا پدر است، یک خدا مادر است، و یک خدا پسر است. از سوی دیگر یهودیت، که مسیحیت نخستین از دل آن برخاسته بود، ابداً به چنین چیزی اعتقاد نداشته است و میگفته است که خدا یکی است و یک شخصیت هم بیشتر ندارد. مسیحیانی که تثلیث را وارد مسیحیت کرده اند، سعی کرده اند، با این باور خداشناسی خود را شبیه به هر دو گروه جلوه بدهند(درست مثل بهائیان که سعی میکنند دین خود را شبیه به تمام ادیان موجود جلوه بدهند) همین میشود که خدایی را معرفی میکنند که یکی است، تا همان خدای یهود باشد و هم دارای سه شخصیت مجزا است که هر سه خدا هستند، تا همان خدای ادیان شرک باشد.
این سه خدایی، در مصر به صورت سه خدای اوزیریس(پدر)، ایزیس(مادر) و هروس(پسر) بوده است. در سه خدایی هندویی، به صورت براهما(خدای آفرینش)، ویشنو(خدای محافظ) و شیوا(خدای هلاکت) بوده است. در بابل به صورت سه خدای "عشتر"، "سین" و "شمس" بوده است. در پالمیر سوریه به صورت خدای ماه، خدای آسمانها و خدای خورشید بوده است و...

البته لازم به ذکر است که این باور مسیحی را حتی با کتاب مقدّس خودشان هم میشود رد کرد، و در مناظرات مسیحی و مسلمان معمولاً مسلمانان با کتاب مقدّس خودشان آنها را رد میکنند. برای آگاهی بیشتر، این مناظره را بخوانید:
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/iid/topicid/2137573


ب)فدا: باور فدا می گوید که خداوند(اقنوم پسر، که همان عیسی باشد) برای نجات ما، لباس جسم پوشید و به زمین آمد، رنج کشید، روی صلیب رفت و کشته شد، تا کفّارۀ گناهان ما را بدهد، زیرا بشر خودش نمی تواند خودش را از گناه پاک گرداند. مسیحیان، آنقدر در ایمان به این باور خود راسخ هستند که مطمئن هستند کسی که ایمان نیاورد به این مسئله، نجات نخواهد یافت.

بر این باورها نقدهای زیادی وارد است، ولی از همه مهمتر اینکه:

1.لازمۀ عدالت خداست که هر کسی خودش تاوان گناه خودش را بدهد، نه اینکه دیگری تاوان گناه او را بدهد.

2.به دور از عدالت خدا است که توانایی بشر را آنقدر کم قرار بدهد که نتواند خودش را از گناه پاک کند. آیا خدا بیشتر از توان ما از ما انتظار دارد؟

3.مسیحیت خودش را ادامۀ یهودیت می داند، ولی چنین باوری(به فدا و کفاره) در دین یهودیت، وجود ندارد.

4.از مسیحیان میپرسیم که کسی که بالای صلیب مُرد خود خدا بود یا نه؟ اگر بگویند آری، این چه خدایی است که کشته می شود، و اگر بگویند نه، پس می پرسیم چرا ادعا می کنید خدا برای نجات ما روی صلیب رفت و کشته شد، به قول خودتان او فقط لباس جسمی که چندی پوشیده بود را روی صلیب فرستاده است! چگونه با فدا شدن یک لباس جسمانی، گناه تمام انسانها بخشیده می شود؟

5.باز هم مثل تثلیث، دُم ادیان شرک از زیر لباس مسیحیت بیرون می زند. طبق باور بسیاری از ادیان شرک که از هزاران سال پیش از مسیحیت به وجود آمده بودند، یکی از خدایان، برای نجات دادن انسانها، جان خود را از دست می داد، و بعد توسّط یکی دیگر از خدایان دوباره زنده می شد. حالا در مسیحیت، پسر برای نجات انسانها، کشته می شود، و بعد توسّط پدر زنده می شود. این خدایان نجات بخش در ادیان شرک، قرنها پیش از مسیحیت وجود داشتند: کریشنا در هندوئیسم(1200 قبل از میلاد)،اوزیریس در مصر(834 پیش از میلاد)، پرومتئوس از خدایان یونان، میترا در میترائیسم و... باز می بینیم که مسیحیان خدای بی همتای یهود را لباس جسم پوشانیده و به پایین آورده اند و مانند یکی از خدایان شرک، برای نجات بشر، فدا نموده اند.




زرتشتیت

خداشناسی در کیش زرتشت، نیز ایرادهای اساسی دارد.

الف) دوگانگی در خدا: اوّلین ایراد وجود دوخدایی در زرتشتیت است، که زرتشتیان شب و روزشان برای رد این ادعا سپری می شود. حقیقت امر این است که اوستا به صورت آشکار، خلقت بدیها را به اهریمن و خلقت خوبیها را به اهورامزدا نسبت می دهد. زرتشتیان می گویند فقط بخش گاتاهای اوستا، واقعاً توسّط زرتشت نوشته شده است پس این اعتقاد در زرتشتیت وجود ندارد. در پاسخ می گوییم که اگر چنین است، چرا بخشهای دیگر اوستا را به عنوان یک کتاب مقدّس حفظ می کنید و به غیر از گاتاها بقیه را دور نمی ریزید؟ ثانیاً در گاتاهای زرتشت هم از دو مینو به نامهای انگره مینو و سپنت مینو صحبت می شود، سپنت مینو زندگی را خلق می کند و سپنت مینو نازندگی را! پس سپنت مینو، خالق چیزهای خوب، و انگره مینو وارونۀ اوست، که بسیار نزدیک به نگرش بخشهای دیگر اوستاست. نظر به اینکه زرتشتیانی که بخشهای دیگر اوستا را نوشته اند، به زمان گاتاها نزدیکتر بوده اند، نسبت به زرتشتیان امروز درک بهتری نسبت به گاتاهای زرتشت داشته اند، شاید بتوان گفت که گاتاها به راستی دوخدایی یا چیزی شبیه به آنرا آموزش می دهند.

ب)ستایش غیر خدا: در زرتشتیت غیر خدا، مثل آتش و خورشید، ستایش می شوند. زرتشتیان می گویند شما رو به قبله نماز می خوانید، ما هم رو به نور نماز می خوانیم، مثل آتش، ماه یا خورشید، می گوییم: بله، ولی ما قبله را ستایش نمی کنیم، ستایش مخصوص خداست، ولی شما خورشید و آتش و ... را ستایش می کنید. این یعنی شرک.

پاسخ به این سؤال را در وبلاگ انجمن زرتشتیان اهواز به این شرح دیدم:
سوال: نماز روزانه زرتشتیان دارای چه مفهوم و عباراتی می باشد ؟ 4-24
پاسخ : نماز روزانه زرتشتی درخرده اوستا و از زمان ساسانی تنظیم گردیده است . از بخش های یسنا و یشت ها برگرفته شده و در قسمتسروش واژ و اوستای کٌشتی ترجمه آن چاپ شده است دراین نماز به سرور خانه ، شهر ، کشور و دین درود فرستاده شده . ضمن ستایش خداوند یکتا برای بخشش داده های نیک ، برای زنان و مردان نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار آرزوی زندگی خوب همراه با دارایی شادی آور و فرزندان نیک شده به همبستگی انسانها و دوری آنها از کژاندیشی اشاره شده و پیمان وابستگی به آیین راستی همگام با صلح و آرامش در نماز برای هر فرد با خداوند برقرار می گردد و اشوزرتشت در هات 28 ازیسنا ( گات ها ) به نماز و نیایش سفارش کرده و آرزومند است که هر انسان با بهره مندی از خرد رسا و دانش زمان بر آن باشد تا با تلاش وکوشش خود در سازندگی و تازه شدن هستی نقش داشته باشد که روان گیتی خشنود گردد وهنجار اشا همواره پویا و پایدار بماند
http://www.zartoshtyan.blogfa.com/post-2.aspx
پس نمازهای روزانۀ زرتشتی، بر اساس یسنا و یشتها، در خرده اوستا قرارگرفته است.. خب بد نیست نگاهی به خرده اوستا بیندازید تا با پنج نیایش روبرو شوید:



1.خورشید نیایش: ضمن ستایش اهورامزدا، در بند ششم، می بینیم که نوشته شده است: «خورشید جاودانۀ رایومند تیزاسب را می ستاییم.»(ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، ص591)


بر اساس این فرمایش:
الف)خورشید جاودانه است، و نابود نمی شود!
ب)خورشید اسبی تندرو دارد!
ج)خورشید نیز، مانند اهورامزدا ستایش می شود.



2.مهرنیایش: در این نیایش در بند دهم می خوانیم: «مهر فراخ چراگاه، ]آن[ هزار گوشِ ده هزار چشم، ]آن[ ایزد نامبردار و رام بخشندۀ چراگاه خوب را ستایش و نیایش و خوشنودی و آفرین»(ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 597)


بر اساس این فرمایش:
الف)مهر بالای چراگاه، دارای هزار عدد گوش و ده هزار عدد چشم است!
ب)مهر ایزد است(که البته زرتشتیان توجیه میکنند که ایزد در اوستا همیشه به معنای خدا نیست.)
ج)مهر، مانند اهورامزدا، ستایش و نیایش می شود.
د)مهر مانند یک موجود زنده می تواند خشنود شود!



3.ماه نیایش: در این نیایش در بند دوم می خوانیم: «ماه در بردارندۀ تخمۀ گاو، گاوِ یگانه آفریده و چارپایان گوناگون را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین»(ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 599)


بر اساس این فرمایش:
الف)ماه در بردارندۀ تخمۀ گاو است!
ب)ماه مانند موجودی زنده می تواند خشنود شود!
ج)ماه، گاو یگانه آفریده و چهارپایان گوناگون، مانند اهورامزدا مورد ستایش و نیایش قرار می گیرند.



4.اردویسوربانو نیایش(آبان نیایش): در بند سوم این نیایش می خوانیم: «آبهای نیک مزدا آفریده، آبهای اردویسور اناهیتای اَشَوَن، همۀ آبهای مزدا آفریده و گیاهان مزداآفریده را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین»(ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 601)


بر اساس این فرمایش:
الف)آبها و گیاهان، مانند خود مزدا، ستایش و نیایش می شوند
ب)آبها موجوداتی زنده فرض می شوند که می توانند خشنود شوند!



در بند نهم از همین نیایش می خوانیم:«فروغ و فرّ اردیسور بانو، را با نماز]ی به بانگ[ بلند می ستایم»(ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 602)
پس برای اردیسور بانو هم مثل اهورامزدا نمازی هست!



5.آتش بهرام نیایش: در بند چهارم این نیایش می خوانیم: «به خشنودی اهوره مزدا، ترا ای آذر مزدا اهوره، ای مهترین ایزد خوب کنش، نماز می گزارم...» (ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 605)
بر اساس این فرمایش، برای آذر(آتش) اهورامزدا، نماز گزارده می شود.



بعد در بند ششم می خوانیم: «ای آذر اهورامزدا، با همۀ آتشها! ای ایزدنریوسنگ، آذر نافۀ شهریاری! شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین!» (ترجمۀ جلیل دوستخواه؛ اوستا، ج2، 606)


بر اساس این فرمایش:
الف)نه فقط آذر اهورامزدا، که تمامی آتشها، مثل خود اهورامزدا، مورد نیایش و ستایش قرار می گیرند.
ب)آتش موجودی زنده تلقی می شود که برایش خشنودی ممکن است.



البته بعد از این بخش نیز، بخش پنج گاه واقع است، که در آن پرستش غیر خدا را می بینیم.





حال آیا به نظر شما، دین زرتشت، با چنین نمازها و نیایشهایی، می تواند ادعای یگانه پرستی بکند؟



این مطلب فقط جهت آگاهی بچه مسلمانها بود و قصد توهین به هیچ عقیده ای را نداشت.


اگر این مطلب را مناسب یافتید، برای دوستانتان هم ارسال کنید.





13 تیر 1390 ساعت 06:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام دوست گرانقدر
دوست داشتم که مطلع دوستی ما به گونه ای دیگر باشد... که البته هنوز هم برای قضاوت زود است .
اما یا من درست متوجه منظور شما نشدم و یا جسارتا" با این تعریف کمی مشکل دارم ...
عشق واژه ای نیست که بتوان آنرا با تلف بودن و پلاسیدن یکی کرد...

منتظر آثار دیگر شما می مانم تا دیدگاه های شما برایم روشن تر شود.

از آشنایی با شما بسیار خوشحالم ...
امید وارم جسارت حقیر را ببخشید.
سلامت و سعادتمند باشید.
13 تیر 1390 ساعت 06:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0
شما هم دبیرید

من هم دبیرم
دبیر ریاضیات
15 خرداد 1391 ساعت 07:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره عزیز من هم دبیرم اما دبیر ادبیات فارسی در مقاطع راهنمایی ومتوسطه
نوشته: zohreh از [ ایالات متحده آمریکا ] http://tashaghayegh1.mihanblog.com/post/153
سلام دوست من میانمار،واژه ای که از اخبار نمیشنویم.. حتما بخون ونظر هم بده منتظرتم
23 مرداد 1391 ساعت 04:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. چشم زهره عزیز. حتما سرمیزنم ونظرم را مرقوم می کنم