
مثنوی عشق خوش سودای من اثر عبدالحمید خدایاری
ای عشق خوش سودای من
آرام بگیر بر پای من
تا بلکه من شادت کنم
از غم ها آزادت کنم
در دل بسازم قصه ات
بهر دل آشفته ات
تا در قطار زندگی
بهرت بسازم خانه ای
آرام بگیریم ما در او
بهری بگیریم ما از او
عمر گران مایه ی خویش
مصروف دین داریم بیش
آیین من ، هم دین تو
هم کیش و هم آیین تو
الحق که راه مصطفاست
با درددل هم آشناست
راه علی مرتضاست
با راز شب ها آشناست
ای عشق خوش الحان من
نوری بتاب بر جان من
تا بلکه من شیدا شوم
در نور تو پیدا شوم
ثبت شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1391 به شماره سریال 179063 در سایت شعرنو
سلام
بسیار زیباست
دکتر علی شریعتی میگه :
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت
غرور
دروغ
وعشق
انسان با غرور می تازد
با دروغ می بازد
وبا عشق می میرد
سلام افسانه عزیز. ممنون از نظر دلگرم کننده ی تان. مانا باشی